مرا در بیستون به خاک بسپارید تا شب ها"
غم بی همزبانی را برای کوه کن گویم"
بگویم عاشقم،بی همدمم،دیوانه ام،مستم"
نمی دانم کدامین حال و درد خویشتن گویم"
از آن گمگشته من هم نشانی آور ای قاصد"
که چون یعقوب نابینا سخن با پیرهن گویم"
تو می آیی به بالینم ولی آندم که در خاکم"
خوشامد گویمت اما در آغوش کفن گویم"
چون برگ بی تو در باد، چون مرده رفتم از یاد * * * جانا تو بی وفایی یا من ندارم این یـــاد
چون ابرها گذشتی از نعش خفته در خــــــاک * * * عشقم تو را کم آمد یــا تو نبـودی آزاد؟
&n... تاریخ درج: ۹۱/۰۱/۲۸ - ۱۶:۰۱( 7 نظر , 125
بازدید )
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دار... تاریخ درج: ۹۰/۱۱/۲۴ - ۱۵:۴۶( 19 نظر , 203
بازدید )
به اشک مانده در گونه به بغض مانده در نایم
بدان من دوستت می دارم
به زخم مانده در سینه به سوز مانده در سازم
بدان من دوستت می دارم
به داغ مانده در آهم به آه مانده در نایم
... تاریخ درج: ۹۰/۰۸/۲۲ - ۱۸:۰۴( 37 نظر , 780
بازدید )
"دلم بردی و روی از من نهان کردی"
چرا با من چنین کردی؟
* * *
ز چشم ناوک اندازت بتا قلبم نشان کردی
چرا با من چنین&nb... تاریخ درج: ۹۰/۰۸/۰۴ - ۱۱:۳۰( 16 نظر , 701
بازدید )
شعری از حافظ تقدیم به همه کسانی که یار بی وفا دارند
مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش
* * *
... تاریخ درج: ۹۰/۰۶/۰۶ - ۲۱:۰۳( 27 نظر , 851
بازدید )
انا عرضنا الامانۀ علی السماوات والارض والجبال فابین ان یحملنا و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا
ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم پس از حمل آن امتناع ورزیدند و از آن ترسیدند و انسان آن را برداشت او بسیار ستمکار و نادان بود.
احزاب 72
دوش دی... تاریخ درج: ۹۰/۰۵/۳۱ - ۱۸:۵۲( 19 نظر , 701
بازدید )
اهل معنویت خود را از فکر گناه پرزهیز می دهند و مواظبند که در فکر خود مرتکب خطایی نشوند. در علت پرهیز و و فرار انان از فکر گناه سه مطلب مهم وجود دارد:
نخست در گناه ظلمت وجود دارد و فکر گناه هم مرحله ضعیف همان گناه است بنابراین در فکر گناه نیز ظلمت است اما ظلمت فکر گناه به مرات... تاریخ درج: ۹۰/۰۵/۱۶ - ۱۹:۱۵( 11 نظر , 413
بازدید )
داستان فرشته بیکار
روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشتههاست و به کارهای آنها نگاه میکند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامههایی را که توسط پیکها از زمین میرسند، باز میکنند، و آنها را داخل جعبه میگ... تاریخ درج: ۹۰/۰۵/۰۱ - ۱۸:۱۴( 36 نظر , 918
بازدید )
در هوایت بیقرارم روز و شبروز و شب را همچو خود مجنون کنمجان و دل از عاشقان میخواستندتا نیابم آن چه در مغز منستتا که عشقت مطربی آغاز کردمیزنی تو زخمه و بر میرودساقیی کردی بشر را چل صبوحای مهار عاشقان در دست تومیکشم مستانه بارت بیخبرتا بنگشایی به قندت روزها... تاریخ درج: ۹۰/۰۴/۳۰ - ۱۱:۵۷( 23 نظر , 901
بازدید )